|
مؤسسه فرهنگي, آموزشي, پژوهشي و غير انتفاعي شيعهشناسي
شيعهشناسي به رشتهاي اطلاق ميشود که به مطالعه شيعه به عنوان يک کلّ واقعي ميپردازد. از نحوه شکلگيري آن در تاريخ, از کيفيّت بسط و گسترش آن در جوامع مختلف, از وضعيت فعلي آن در جغرافياي مسکون, از اصول عقيدتي, آموزهها, آئينها, معارف علوم و دانشهاي اختصاصي آن بحث ميکند.
مطالعات مربوط به شيعهشناسي در قالب رشته مستقل دانشگاهي بين دو رشته الهيات و علوم اجتماعي، از سال 1380 بطور متمرکز در مرکز مطالعات و تحقيقات شيعهشناسي آغاز شد. و اکنون با همان تيم کاري در قالب مؤسسه فرهنگي, آموزشي, پژوهشي و غير انتفاعي و مستقل با عنوان مؤسسه شيعهشناسي ادامه کار ميدهد .
در زمينه ضرورت مطالعات اين مؤسسه بايد يادآور شد که علوم و معارف اسلامي/ شيعي از قبيل حديث، رجال و درايه، تفسير، فقه, اصولفقه، کلام, فلسفه, عرفان، تاريخ، مذاهب و فرق، و کتابشناسي- که در حوزههاي علميه و يا دانشکدههاي الهيّات کشور مورد تحقيق و تفحّص قرار ميگيرد يا معرفتي نظري و انتزاعي است که ارتباطي با واقعيتهاي روزمره زندگي شيعيان ندارد و يا اگر تجربي و واقعي است، مربوط به شيعيان گذشته و جوامع تاريخي ميباشد. اين دانشها در هر صورت به وضعيّت موجود جوامع و گروههاي شيعي دنيا کاري نداشته و ندارد. متأسفانه در شرايط فعلي، اين نقيصه را تنها مستشرقين پرکرده و جوامع اسلامي و اجتماعات شيعي موجود را بدقّت مورد تحقيق و بررسي قرار ميدهند، و هر سال کتب و مقالات متعدّدي در زمينه شيعيان ايران، عراق و بحرين و .... منتشر ميکنند. اين تأسف هنگامي بيشتر ميشود که خود ما نوعاً- بعنوان محقق و عالم شيعي - بناچار به آمار و ارقام و نوشتهها و تحقيقات آنها استناد کرده و ارجاع ميدهيم. اين خلأ - يعني کمبود مطالعات آکادميک در زمينه جوامع و اجتماعات شيعي موجود و بالتبع فقدان مؤسسه و يا مرکزي که متولّي اين امر باشد - فوريترين نقيصهاي است که ذهن جمعي و حافظه گروهي شيعه حاضر بشدّت از آن رنج ميبرد.
|